خاطره دیروزم...

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

دیروز عقربی در یقه پالتویم جا خوش کرده بود

درست 21 روز مانده تا 19 سال عمر

اما نمیدانم چه شد

عقرب دل رحم بود

یا خالقش دلش نیامد

نمیدانم زد یا تنها هشدار داد

که آی من هستم 

میتوانم نیش زنم

و من حسش کردم

اینکه خدایم 

از رگ گردن نزدیک تر بود به من

از عقربِ روی یقه پالتویم

و من یاد گرفتم

اگر میخواهی با او همصحبت شوی

لازم نیست حتما به آسمانش خیره شوی

او خیلی خیلی نزدیکتر است

حتی از عقرب روی گردنت

که تنها یک نیش از تو فاصله دارد

او نزدیک ترین است...

 

M

  • مطالب مرتبط
  • خاطره ترین خاطره...
  • نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 15:24
    برچسب‌ها :